امروز : ۱۳۹۸/۰۷/۲۴




آخرین اخبار

تبلیغات






دربارۀ اصطلاح «پایِ کار»

دکتر مجتبی یاور_ یکی از راه‌های دمِ‌دست برای ارزیابیِ وضعیت گفتمانِ توسعه در هر جامعه، و مشاهدۀ سرنوشتِ پیش‌رفت و پس‌رفت، کم‌رفت و حتی نه‌رَفتِ آن، دقت است به روی واژگان و مفاهیمِ مندرج و مندمج در آن گفتمان. چنین روشِ ارزیابی‌ای، اگرچه متفاوت است از روش‌های تجزیه و تحلیلِ کمّی-آماری، با این حال، کاملاً با آن هم‌خوان است؛ یکی به زبانِ عدد، و دیگری به زبانِ واژه. اصطلاحِ «پای کار»، یکی از میانِ واژگانِ پرکاربردِ این سال‌های جامعۀ (ملی، منطقه‌ای و محلی) ماست. می‌دانیم که اسم فاعلی مرکبِ «پایِ کار»، به معنای مشارکت‌کننده در کار است، و صورت مصدری‌اش در حالت ترکیبی، می‌شود: «پای کار آمدن»، که آن نیز، مترداف است با: مشارکت کردن در کار. هر دو ترکیب، عمدتاً، از سوی مدیران اجرایی و رسمی به کار برده می‌شود. گویی، «پای» انجام یک «کار» در میان است و از دیگران دعوت می‌شود که به پایِ آن کار بیایند تا که آغاز شود، ادامه یابد، و انجام پذیرد. در تعریف، ذهنِ توسعه‌گر، ذهنی است که نگرانِ توسعه و تحرک و بهبود و ارتقاءِ هم خود و هم جمع و جماعت و اجتماع و جامعه‌ای است که در آن زیست می‌کند؛ ذهنی است که توسعه، دل‌مشغولیِ نخستِ آن است. چنین ذهنی، با استفاده از دانش (خود و دیگران) و تجربه (خود و دیگران)، در وقایع و رویدادهای اطراف‌اش تدقیق می‌کند. "هست"ها را، با طرح پرسش‌های صحیح، به "بایست" تحویل می‌دهد و با مسأله‌پروری، به پویاییِ جهان و جامعه‌اش یاری می‌رساند. پس چنین ذهنی، ذهنِ مسأله‌آفرین است و تلاش‌اش برای حل مساله، به کنشِ عینی و عملی می‌انجامد. مهم‌تر، این است که، خلاقیتِ باطنی و ذهنیِ او، او را قادر به خلق مفاهیم تازه و واژگانِ بدیع می‌کند. یا دست‌کم، مفاهیم یا واژگانِ متعارف را در معنایی، غیر از آن‌چه تاکنون بوده، به کار می‌گیرد تا به خوبی، گویای آن‌چه در نظر دارد، باشند. چنین ذهنی، بسیار باشهامت است و از پروراندنِ واژه‌های مناسب پروایی ندارد. بی‌پرواییِ چنین ذهنی، هرگز به معنای بی‌اعتنایی‌اش به دایرۀ واژگانِ مصطلح نیست بلکه دقیقاً به این معناست که محتوای ذهنی او، محصولِ بلافصلِ مجادلاتِ ذهن‌اش با عین‌های بیرون از ذهن‌اش است. آن ذهن که مدام درگیر با آسیب‌ها و معضل‌های پیرامون‌اش است، قطعاً و جبراً راه به آفرینشِ واژگانِ متناسب خواهد برد. بر سیاقِ همین قیاس، یک ذهنِ جاهل و غافل از مسائلِ پیرامون‌، جهل و غفلتِ خود را در واژگان و زبان، به طرزی گریزناپذیر و تاسف‌بار، نشان خواهد داد. 
رواجِ گسترده و افسارگسیخته‌ی ترکیباتی مانند «پای کار» و «پای کار آمدن»، که در روزگارِ اخیر، بی‌محابا و بی‌دقت، به کار می‌روند، حکایت از تبدیل شدنِ یک اصطلاحِ عملیاتی، به یک شعارِ بی‌مایه و متصلب دارد، که نه تنها حاوی‌ِ دعوتِ حقیقیِ دیگران، به ایفاءِ نقش نیست؛ بلکه برعکس، دلالت دارد بر سرسپردن به استفادۀ عاریتی از مفاهیمی که در گفتمانِ متصلب، ناپویا، و رسمیِ مدیران و دست‌اندرکارانِ مقولۀ توسعه رواج دارد، و دهان به دهان در چرخش است و زبانِ مختص به گفتمانِ توسعه در کشورمان را به زبانی ایستا، مبدل کرده است. تکرارِ بی‌وقفۀ آنچه دیگران می‌گویند، هرگز معادل با تعهد به فریضۀ توسعه نیست بلکه عین ناپویاییِ ذهنی است که مقلدانه در انتظار است تا بلکه دیگران چگونه نسخه بپیچانند، و او نیز، با استفاده از آن مفاهیم، سهم خود را در رکود و بی‌تحرکیِ توسعه، اثبات کند.
وانگهی، مطلبِ مضحکه‌آمیزتر، آن است که هنگام به کارگیریِ این دو اصطلاح، به کرّات می‌شنویم که فراخوانِ «پای کار آمدن»، متوجه عموم است؛ یعنی عموم را مخاطب قرار می‌دهد. این در حالی است که مخاطبِ نخستِ چنین فراخوانی، ضرورتاً خودِ مجریان هستند و خواص، نه عمومِ مردم. عموم، کارها را به خاص‌ها می‌سپارند تا به نمایندگیِ از آنان، آن کارها به درستی انجام گیرد. در نهایت، همان عموم، قاضیِ اعظم و داورِ نهایی هستند. نه اینکه، مجریان و خواص، انجام امور را باز به خودِ عموم احاله کنند. در اینجا بایسته است دقت کنیم که، مقولۀ مشارکتِ همگانی، نباید آن‌چنان ما را بفریباند و سبب شود از تلۀ مجریانِ دروغینِ گفتمانِ توسعه، غافل شویم؛ هم آنانی که، از خود رفع مسؤولیتِ خطیر می‌کنند. حقیقت آن است که، در هیچ کجای تاریخِ توسعه، در هیچ کجای جهان، به این صورتِ کاذب، از خواص سلب اختیار نمی‌شود. برای نمونه، گفته می‌شود: «از همه می‌خواهیم که پای کار بیایند»!. موضوع این است که از قضا، در گفتمانِ توسعه و پیشرفت، چه سیاسی و چه اقتصادی و فرهنگی، نبایست که همه پای کار بیایند بلکه کاردانان و کاربلدان، باید فراخوان شوند و تلاش شود که از حضور همگان، به عنوان به‌پای‌کارآمدگان، ممانعت شود. پس می‌توان گفت که، فراخوانِ عام دادن و دعوت از همگان با هدف آمدن به «پای کار»، یا به معنای عجز فراخوان‌دهنده است در ایفای نقش و سهمِ صحیح خود؛ یا به معنای اشتراکِ
ذهنِ او صرفاً در لفظ است با دیگرانی که آن لفظ را در حیات سیاسی و مدیریتی ملی و محلی، به کار می‌گیرند. به طور خلاصه، توسعه، نیازمندِ پروراندنِ قوۀ آفریدن است و ماهیتاً، هم اجرائی است و هم زبانی. روزی که، دیدیم و شنیدیم، تنوع را در سطح مفاهیم و واژگانِ دستگاه زبانی‌مان، به یقین بدانیم که هم‌زمان، توسعۀ متوازن نیز در پیرامون‌مان در جریان است. در غیر این صورت، با چرخه‌ای معیوب و نامتعادل از توسعه، مواجه هستیم.

نظرات   

 
#3 فکر امروزی 1398-06-25 18:10
اگر چه یادداشتی بلند بود اما همش را خواندم و لذت بردم کاش به دکتر یاور یادآور شوید مطالبش را کمی کوتاه تر بنویسند
 
 
#2 استقلال 1398-06-25 18:07
مطلبی بسیار عالی و وزین با قلمی بسیار توانا نگاشته شده است. کلمه پای کار در واقع فریبی جز برای مردم نیست و گرنه این کلمه اصلا کاربردی در پیشبرد امور ندارد
 
 
#1 دهلران 1398-06-25 17:49
درود بر دکتر یاور
 

اضافه کردن نظر

   کلیه حقوق این سایت متعلق به پایــــــگاه خبـــری تحلیــــلی "بـــــــاور مــــــــــــــــا"بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
پست الکترونیک : info@bavarema.ir

Template Design:Dima Group