امروز : ۱۳۹۸/۰۷/۲۴




آخرین اخبار

تبلیغات






راهبردهایِ به چه قیمت

سروش حقیقت_ در ماجرای مشروطه شیخ فضل الله به بهبهانی گفت: نه من آنقدر ضد مشروطه ام و نه تو آنقدر مشروطه خواه. گاهی عامیانه باید گفت: پیاده شو با هم بریم داداش. کسی ندانست چرا، و حقیقتا از بلاهای روانشناختی است که معمولا، و شاید لفظ بهتر "عموما" باشد، نیش قلم در تن و تیغ زبان ما برای برادر آخته است.
راهبردهایِ به چه قیمت!؟
سخن مان پراکنده است و پرده دری مان مایه ی شگفتِ پرده دار و آنان هم که می شناسندمان، در انظار و در برابر اغیار.
راهبردهایِ به چه قیمت!؟
کسی نمی داند چرا، اما پرسش ها می آیند و ذهن را آنقدر قلقلک می دهند تا تبدیل می شود به آزار.
شاید تطهیر باشد به قیمت تسلیم.
شاید روشنفکری باشد به قیمت جفا. شاید دل آزاری کهنگان باشد برای نو آمدگان به بازار. کسی چه می داند شاید حسادتی است پیچیده در لفافه ی فضل و شاید هم سیاست های همسرمدارانه یا شاید هم دیدن جهان از دریچه ی چشمی است که هرگز برای ما ندید.
بازیگوشی های ادبی.
هر چه باشند.
این درست:
به نام مردم نامبردار شدند، پیچک احساسات نورس را پله کردند، اما سرِ آخر در ترس و طمع خود غوطه خوردند و از آنها طرفی بسته نشد. هر چند بازارشان به نیاز، گرم است اما دل ها چیز دیگری می گویند.‌ شکست شان شکست اعتماد بود و طرح این پرسش که: علم بهتر است یا شرف.
... نوشتن انرژی حرام می خواهد.
تهوع آور است.
خواب مردم قدری سنگین است ولی بالاخره بیدار می شوند.
....
اما تو چرا !؟
مگر کتاب من آیینه ی تو نیست !؟
سکوت!
شاید ادارک من از درون تو غلیان کند، همانگونه که تو، همواره نقش زلال چشمه ی من بوده ای.
.
.
.
و البته سرانجام ِ آن شیخ اعدام بود و این شیخ ترور.
نه بر من است که در اعدام تو باشم و نه بر تو که در ترور من

نظرات   

 
#1 علی محمدی 1398-06-26 20:42
متن قوی و مستحکمی بود با مضمون مهم و اثر گذار. انشاء روان و آهنگینی دارد. درود بر نویسنده هر که هستند
 

اضافه کردن نظر

   کلیه حقوق این سایت متعلق به پایــــــگاه خبـــری تحلیــــلی "بـــــــاور مــــــــــــــــا"بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
پست الکترونیک : info@bavarema.ir

Template Design:Dima Group