امروز : ۱۳۹۸/۰۷/۲۴




آخرین اخبار

تبلیغات






انتخاب یا برگزیدن

دکتر مجتبی یاور_ پیش از آغاز بحث، اشاره کنم که این نوشته، صرفاً جُستاری است در خصوص وضعیتِ فرهنگِ سیاسی‌مان؛ خواننده در هر نوع برداشت و خوانشی از آن، کاملاً آزاد است.
می‌بینیم که گفتمان انتخابات مجلس، به‌آرامی در حال رونماییِ خود و آشکارشدن است. فارغ از این‌که، از هم اکنون، ما، به آن بی‌تفاوت باشیم یا نباشیم؛ شرکت کنیم یا نکنیم. او، خود می‌آید، خود را برمی‌سازد؛ شکل می‌دهد؛ تنظیم می‌کند؛ تعیین و تعریف می‌کند و چه بسا، خود را بر ما تحمیل می‌کند. با این اوصاف، این جُستار، ارتباطی با این شکل‌گیریِ بطئیِ گفتمان انتخابات، و اعتناها و بی‌اعتنایی‌های ما به او و، نیز، او به ما، ندارد؛، بحث من، بحثی است صرفاً درباب نحوۀ حضور و نه خودِ حضور.
بر پایۀ دو محور اخلاق و سیاست، نوشته را استوار کنم. دو قلمروِ پرمتداخل در یکدیگر. به‌رغم تمایزِ ذاتیِ آنها از هم، اما مدام، پای‌شان به گلیم هم باز و دراز می‌شود؛ مدام در اقلیم هم سرَک می‌کشند. گاهی اخلاق، سیاست را تعیینِ حدود می‌کند و گاهی سیاست اخلاق را. گاهی اقلیم اخلاق، با گزاره‌ها و آرمان‌ها و احکام‌اش، خوش‌بینانه، توقع‌مان را از سیاست دوچندان و چندچندان می‌کند و شاید دست‌آخر، ما را تنها رها سازد. گاهی هم، قلمرو سیاست، با اقتضائات و مصلحت‌ها و رفع‌حوائجِ فردی و جمعی‌اش، ساحت اخلاق را به نابودی می‌کشاند و مدعی می‌شود که این نابودی، با نیّت خیر عمومی صورت گرفته است. روشن کنم که، منظورم از اخلاق در اینجا، اخلاق جمعی است نه خلق‌وخوی شخصی افراد؛ یعنی اخلاقی که ناظر به تأمین سعادتِ همگان و خیرِ عموم است. همین تعریف است که قاطعانه، موجب می‌شود تا اخلاق، با سیاست، که او نیز خود را مدعیِ تأمینِ خیر و رفاه و خوشیِ عموم می‌داند، مشترک شود. این قلمروِ مشترک، در میدان انتخابات، به شدت خود را نشان می‌دهد. در واقعِ امر، انتخابات، عرصه‌ای است که یک سوی آن (در ایامِ کارزار)، با اخلاق عجین می‌شود؛ و سوی دیگر آن، (بعد از انتخاب شدن)، با سیاست درآمیخته می‌شود.
سوی اول:
عموماً تجربه به ما آموخته است که نامزدهای انتخابات، نحوۀ حضورشان در معرکه یا همان کارزارِ چندماهۀ انتخاباتی، از موضع اخلاق است. به سخن دیگر، می‌توان گفت که تمامیِ دورۀ کارزار انتخاباتی، تقلایی است جان‌فرسا از سوی نامزدها، برای اثبات تقیّد و تعهدشان به اصول اخلاقی (همان اخلاق عام و همگانی). بر همین پایه است که، خود را افرادی خیِّر و اخلاق‌مدار معرفی می‌کنند که قصدشان از ورود به انتخابات (که از قضا، فقط یکی از میدان‌های سیاست است)، را اجرای درست خط‌مشی‌هایی می‌دانند که دیگرانِ پیش از او و نیز دیگرانِ رقیبِ او، نکرده یا نخواهند کرد. این یعنی، شکل‌گیریِ نوعی جدالِ اخلاقی بر بستر سیاست. از این‌رو، نقدِ خود را از عمل‌کردِ نمایندگانِ پیشین، نقدی اخلاقی برای ما تصویر می‌کنند. جملات دیرآشنایی شبیه به این‌ها: «او چه کرد برای ما؟ شهر من، این همه مصیبت دارد؛ حوزۀ من کماکان محروم است؛ فاقد زیرساخت‌هاست؛ بیکاری‌اش موج می‌زند؛ مدیرانِ انتصابی‌اش، ناکارآ هستند؛ بودجه دریافت نمی شود؛ پروژه‌ها راکدند؛ شایستگان در حاشیه‌اند و ...»؛ و از این قبیل گزاره-ها. جالب است که در چنین احوالی، حتی آن دسته از نامزدهایی که روزگاری خود، بر مسند مدیریت اجرایی بوده‌اند، به هنگام مواجهه با انتقادهای عموم نسبت به عملکرد سابق‌شان، باز تأکید بر خیراندیشیِ خود می‌کنند؛ و به این ترتیب، از پاسخ‌گویی بر مبنای ضعف و قوت سیاسی، می‌گریزند و تصمیمات و سوابق خود را احاله به مصلحت‌اندیشیِ اخلاقی می‌کنند.
سوی دوم:
فهم ما از سیاست، این است که، سیاست عرصۀ اقتضائات، مدیریتِ کمیابی‌ها و نایابی‌ها، تخمین و محاسبۀ شرایط گذشته و حال و آینده، میزان منابع درآمدی و امکان‌های ثروت‌ساز، شناساییِ خواسته‌ها و تنظیم و طبقه‌بندی و اولویت‌گذاری و تحدیدِ حدود آن‌ها؛ چانه‌زنی؛ مهارت‌های بلاغی و سخنورانه است. از اینها که بگذریم، مهمتر از همه، سیاست، عرصۀ افشاء است. آنچه که مرتباً در دیدگاهها و اظهارنظرات و حتی نظریه‌ها، از آن غفلت می‌شود. آری. سیاست، مکانِ رسواسازی است. و این نه یک قُبح، بلکه حُسنِ ذاتیِ سیاست است. سیاست برخلاف تصور تاریخیِ رایج، نه مکان نیکی است و نه پلیدی، اما، روکنندۀ فردِ نیک و پلید است. همین موجب می‌شود که عموماً دربارۀ عرصۀ سیاست گفته شود: سیاست پدر و مادر ندارد. این در حالی است که، سیاست، آنچنان است که اگر درست ساختار یافته باشد و اگر و فقط اگر که، اصول شکل‌دهنده بدان، به طرزی صحیح عمل کنند، می‌بایست که کانونی‌ترین کارکردِ خود را انجام دهد: یعنی همین افشاگری. افشاءِ نیکی و بدی؛ نام‌بردن از نیک و پلید؛ آشکارساختنِ کردارِ عملیِ درست و غلط.
در پایان، به این نکته می‌خواهم عطف‌نظر دهم که، elect که به معنای انتخاب کردن است متفاوت است از choose که به معنای برگزیدن و پسندیدن است
در عملِ برگزیدن، اراده و آزادی عمل، بی‌واسطه‌ترین نقش را در تصمیم‌گیری دارد؛ اما در elect، که ریشۀ election یعنی انتخابات از اوست، ارادۀ فردی چندان سهمی ندارد و افراد متأثر از فضای انتخابات، انتخاب یا elect می‌کنند؛ گویی، از پیش، برای آنها، انتخاب می‌شود. با توجه، به بحث بالا، بهتر آن است که در صورتِ حضور در انتخابات، سعی شود نحوۀ حضور، برپایۀ choose یعنی برگزیدنِ آگاهانه و اراده‌مندانه باشد نه بر اساسِ elect یا همان انتخابِ تعیین شدۀ متأثر از فضای انتخابات (election). بهتر آن است که از پیش، بدانیم و بشناسیم که مرزهای آرمان‌های اخلاق کدامند و حدود اقتضائاتِ سیاست کدام؛ و از پیش دریابیم چگونگیِ آمیزش و مداخلۀ این دو، به چه ترتیب و سازکار است. در غیر این‌صورت، یک حضورِ غایبانه و تهی و ندامت‌بار، در پی خواهد بود. 

نظرات   

 
#3 رحمتی 1398-07-06 07:57
درود وسپاس .
 
 
#2 دهلران 1398-07-05 19:50
درود دکتر عزیز
 
 
#1 عزیز جمال پور 1398-07-05 18:43
دست مریزاد دکتر،درود
 

اضافه کردن نظر

   کلیه حقوق این سایت متعلق به پایــــــگاه خبـــری تحلیــــلی "بـــــــاور مــــــــــــــــا"بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
پست الکترونیک : info@bavarema.ir

Template Design:Dima Group