تاریخ انتشار : شنبه 30 فروردین 1404 - 18:24
261 بازدید
کد خبر : 1332

بی قاعدگی مرگ+عکس

بی قاعدگی مرگ+عکس
هر روز مرگ جوانی و هر روز مرگ عزیزی. هر روز خبر مرگی عجیب و رویداد درگذشتی نابهنگام. مرگ هایی شوکه کننده، غیرقابل انتظار و ناپذیرفتنی.

پایگاه خبری باور ما؛ امیرحسین جاوید_ قاعدتا در مرگ  عزیزان باید اندوهگین و ناراحت بود، اما عجیب است که در مرگ ایرج، بیشتر از اندوه، من عصبانی هستم. حس می کنم مرگ و ماتم ما را در بر گرفته است، ما را احاطه کرده و هیچ کاری هم، از دست ما برنمی آید جز تسلیت گفتن به همدیگر.
هر روز مرگ جوانی و هر روز مرگ عزیزی. هر روز خبر مرگی عجیب و رویداد درگذشتی نابهنگام. مرگ هایی شوکه کننده، غیرقابل انتظار و ناپذیرفتنی.
این درست است که مرگ، قطعی ترین واقعیت هستیست.

“آن‌ها که کهن شدند و این‌ها که نواند
هر کس به مراد خویش یک تک بدوند
این کهنه‌جهان به کس نماند باقی
رفتند و رویم دیگر آیند و روند(خیام)”

با این وجود؛ مرگ هم شکل، وقت و قاعده های خودش را دارد، آنچه مرگ را ناپذیرفتنی و شوکه کننده می کند خروج آن از وقت و قاعده های آن است. و آنچه این گونه مرگِ خارج از قاعده را، خشم آور و عصبانی کننده می کند تکرار و پر تکرار شدن این بی قاعدگی و بی وقتی مرگ است.
شدن و بسیار شدنِ آنچه که نباید بشود.


چرا باید کیومرث آنچنان در می گذشت و امروز ایرج!؟ و البته این همه کیومرث ها و ایرج ها؟
این همه مرگ جوان در تصادفات، این همه خودکشی، این همه سکته، این همه بیماری کشنده ی لاعلاج که در عنفوان جوانی گریبانگیر مردم و جوانان و میانسالان ما شده است؛ این همه فرسودگی جسم و جان؛ این همه ذهن مشغولی، جوانانی پیر با روان هایی رنجور، اعصاب هایی خسته و تن هایی تکیده؛ این همه جانکاهی ما از چیست و از کجاست؟
چرا ما این روزها باید شاهد مرگ کسانی باشیم که علی القاعده، بنابر سن و سال می بایست سال های بیشتری بین ما و با ما می بودند؟
ما چگونه مرگ ایرج را تسلیت بگوییم؟ به چه کسی باید تسلیت بگوییم؟ و اصلا چگونه باید آنرا بپذیریم؟
راستش وقتی من خبر مرگ ایرج را، که بخاطر حجب و حیا و ادبش، دوستش می داشتم، شنیدم، از شوک عجیبی که به من وارد شد خندیدم. چرا؟ چرا ایرج باید بمیرد!؟
این روزها دور و بر ما از این نوع مرگ زیاد شده است. مرگ هایی که ساعت ها، باید با خودت کلنجار بروی تا بفهمی شان و باورشان کنی و بعد در غمی و ماتمی سنگین و ساکت فرو روی.
به چه کسی باید تسلیت گفت؟ چقدر باید تسلیت گفت؟
مردمی هستیم که زوالِ خود را به نظاره نشسته ایم و انگشتِ حسرتِ از دست شدنِ آنانکه نباید اینقدر زود، را، یکی پس از دیگری به دندان می گزیم تا کی نوبت ما هم فرا می رسد.
خشم و اندوه و تسلیت واقعی برای جامعه ایست که بی وقتی و بی قاعدگی مرگ بر او تحمیل می شود تا در این ملکِ ماتم زده همچون قاعده ای روا پذیرفته شود.

روانش شاد
معلمی که وقتی از او رمانی خواندنی خواستم -بخارای من، ایل من- مجموعه داستان خود نوشته ی زندگی محمد بهمن بیگی- موسس و مروج مدارس عشایری در ایران را برای من آورد؛ و چه کتابی و چه تناسبی برای او بود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 12 در انتظار بررسی : 12 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.